![]() |
![]() |
|
| واقعیت (تجربه) نقابدار بودن ما در زندگی روزمره. |
|
بعضي وقتي سعي ميكنم ذهنم رو پالايش كنم و افكار بد رو از ذهنم پاك كنم....يا دقيق تر بگم...افكار بد رو بكشم بيرون. حالا مشكل در اومدن نيست...كم و بيش ميشه درشون آورد....مشكل اينه كه جاشون هست...ميدوني چي ميگم؟
مثل اين پازل ها كه برشون ميداري ولي كماكان جاشون هست...و يه چيزي بايد جاشون بزاري! فقط در يه صورته كه جاشون نميمونه....اين كه همه تيكه هاشو برداري و صفحه بشه يه دست....خالي!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 8:50 توسط نقابدار |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
![]() I am deeply sorry if this post is offensive to some people but as it is not to me, I don't care!
After all, I am not wearing any masks in here :) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 12:29 توسط نقابدار |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
wikipedia آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
چند قدم نزديكتر به خدا |
|
RSS
|