![]() |
![]() |
|
| واقعیت (تجربه) نقابدار بودن ما در زندگی روزمره. |
|
كشوري كه صبح زود همسايه در را به روي تو ميبندد. كشوري كه در آن صبح زود در اتوبان اتومبيلها با هم مي جنگند. كشوري كه در آن صبح زود در اتوبان مردم با هم مي جنگند. كشوري كه در آن صبح زود با انداره كافي دود اتوبوس و ميني بوس هاي بد سوز ميخوريم. كشوري كه در آن توي تنها نمي تواني هيچ تغييري ايجاد كني. كشوري كه تنها تو هر چقدر هم خوب بودن را بازي كني نميتواني تغييري ايجاد كني. كشوري كه توسط آنها! اداره ميشود. كشوري كه به تو ميگويد ....از آن بايد رفت. حالا هي شركت عوض كن!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:37 توسط نقابدار |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:54 توسط نقابدار |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:33 توسط نقابدار |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
بيااااااااااااااااااااااا..... بيا بيا بيا ...... تا قدر يكديگر....... بدانيم..................... كه تا ناگه... ز يكديگر نمانيم كريمان.......كرييييييييييمان جان فداي دوست كردند........... سگي بگزار.......ما هم مردمانيم غرضها........غرضهااااااا تيره دارد دوستي.....................غرضها را چرا از دل نرانيم... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 16:0 توسط نقابدار |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:37 توسط نقابدار |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
wikipedia آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
چند قدم نزديكتر به خدا |
|
RSS
|