تبليغاتX
ماسکولوژی ، زندگی با ماسک چه زیباست.
واقعیت (تجربه) نقابدار بودن ما در زندگی روزمره.

I have an Ego so big that it eats everything and is still dreaming of hunger.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 10:40  توسط نقابدار |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
اگه ميتونين اينجا رو راحت بخونين كه هيچي...من خودم نتونستم....اگه نميتونين ...از اين آدرس استفاده كنين تا ببينيم مسئولين گل و بلبل كشور ديگه چرا Blogfa و Google رو ف ي ل ت ر كردن!

پ.ن : مثل اینکه بلاگفا و گوگل باز شدن!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 9:39  توسط نقابدار |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جمعه شب...ساعت حدودآ ۱۰....مسیر برگشت از خانه مامانم اینا به خانه خودمون اینا.

ورودی مدرس به سمت جنوب اززیر پل میرداماد...

...

...

مردی دیوانه ... وسط اتوبان...راه میرفت...هم جهت با اتوموبیل ها و با دست حرف میزد با خودش گویا؟!

...مردی ...

به توصیه خانوم نقابدار زنگ زدیم ۱۱۰ و ماجرا رو گفتیم...خانوم نقابدار میگفت خیلی سخته ببینی چند دقیقه به عمر یه نفر مونده و کاری نکنی....

همه بوق میزدند ... ولی کسی کاری نمیکرد...منم نمیکردم...اگر خانوم نقبدار نمیگفت!

وجدانهامان خوابند برادر! اصلآ به ما چه؟

نه؟

پ.ن: ببینین چی اومده به بازار که کهنه شده دلازار!

شدیدآ توصیه میشود.....دانلودش کردم....گوش دادم...حتمنم میخرمش

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 12:7  توسط نقابدار |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سلام ندا جون،

اگه اینجا رو میخونی یه خبری از خودت بهم بده.

به موبایلت زنگ میزنم که خاموشه....هیچ Contact Info ديگه اي هم ازت ندارم....پس فقط اميدم به اينه كه اينجا رو بخوني و از خودت بهم خبر بدي....دلم برات تنگ شده بسيار.....فداي تو....اميدوارم كه بهت خوش بگذره و موفق باشي.

قربانت ...ويت لاو...نيما

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 10:19  توسط نقابدار |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ترسيدم ولي نلرزيدم... تنهايي!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 13:57  توسط نقابدار |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سفر سفر سفر سفر              رفته بودم من به سفر

خسته شدم مثل یه خر             داشتم تو ویلا یه تبر

توی سفر رفتیم سفر               از همه ور از همه ور

خیلی کوتا بود این سفر                 دلم گرفت قد قمر

سفر سفر سفر سفر              هومن داره میره سفر

 ترکه سیگاره این سفر        سیکرت جواب داد مثل خر

 سفر سفر سفر سفر                 ندا هم رفته به سفر

 خدافظیش نکرده ام                    دلم گرفته زین سبب

ندای ما رفته سفر                 راحت باشی مثل یه پر

بقیه هم میرن سفر              هر روزه هر روز این سفر

تو این زمینی زندگی                 پر میکشن پر میکشن

تغییر و تغییر میکنن              خوشت بیاد خوشت نیاد

باید تو هم بری سفر!

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 11:18  توسط نقابدار |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سلام

ممکنه یکم دیر باشه ولی حتمآ باید تولد وبلاگم رو تبریک بگم....آخه یه سالش تموم شد.

تو این وبلاگ راحت تر از زندگیه واقعیم حرف زدم و از بودن دوستام تو اینجا هم خیلی استفاده کردم.

دوستای تازه و خوبی پیدا کردم و به اونایی که از قبل دوست بودم هم نزدیکتر شدم ....

همه اینا رو مدیون این وبلاگ خوب هستم و همینجا هم ازش تشکر میکنم.

تولدت مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 15:34  توسط نقابدار |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin