تبليغاتX
ماسکولوژی ، زندگی با ماسک چه زیباست.
واقعیت (تجربه) نقابدار بودن ما در زندگی روزمره.

 

اطلاعات عکس:

 مکان:

شرکت،روبروی شب قطبی(عکاس) ، کنار صمیمی ، پشت به راز ، اونور عقاب طلایی که میره آمریکا پیشه مارس ،طبقه بالا هم هومز ،آن ساختمان دیگر هم ندز،تازه به خانه بخت رفته هم نگز.(خداییش اینهمه اطلاعات رو حال کردین؟)

زمان :

قبل از کشیدن سیگار!

سوژه:

نقابدار!بیکار....با مغز عیب دار!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 14:24  توسط نقابدار |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

كم كم از فيلمايي كه ميبينم و به نظرم خوب مياد و آهنگهايي كه ميشنوم و بازم به نظرم خوب مياد براتون مينويسم!

 

فيلم

Zerophilia :

يك فيلم Teenage / Romantic / Fantacy  با يك روند كه از تند به كند و نيمه تند تبديل ميشه ...البته من و خانوم نقابدار رو نتونست بيدار نگه داره ولي Then again اين روزها چي ميتونه؟!؟به هر حال 3/1 آخرشو امشب ميبينيم ولي خوب لپ مطلب رو گرفتيم و فيلم جالبي هم بود.

 

موزيك

قلندروار:

امشب به کویت آمدن ...دانم که در وا میکنی

رحمی به این خونین دله...رسوای رسوا میکنی

آقای افتخاری با این آلبوم جدیدشون نشون دادن که حاظر هستند سبک های مختلف و کمابیش Alternative  سنتي را هم امتحان كنند و بايد بگم به نظرم خيلي هم كارشون قشنگ بود.

توي اين آلبوم شما صداي Bells , tumba, دف و تبلاي هندي و سازهاي سمبليك سنتي رو ميشنوين كه خيلي خوب با هم Match  شده اند.

خريدنش توصيه ميشه ولي براي دانلودش هم ميتونين به www.sarzamin.org يه سري بزنين.

آلبوم حال و احوال خوبي رو به خواننده القاء ميكنه و Typically  از اين آهنگها خوشم مياد.

 

پ.ن: فكر نكن يادم رفته....دوستيا رو ...تنها بودنارو....اي مست قلندر....اي كه مثل عقرب نيش تو سر خودت ميزني و منو هم بيچاره ميكني...اين چرخه ميچرخد و يك روز جبران ميكند جوري كه با ميكني.

امشب به كوووووويت آمدم....دانم كه در وا ميكني....رحمي به اين خوني دله....رسواي رسوا ميكني.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 12:47  توسط نقابدار |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Attachment and Detachment is a simple flaw in human being which will be debugged in the most recent firmware released by the new upcoming generation

Unfortunatly......I'm bugged

حال نوشتن سفرنامه شمال رو هم ندارم....همچين بگي نگي تو حالت خلسه هستم....تو كفم و در عين حال ناراحت.

جالب ابنجاست كه ايندفه دليلش هم مثل قبل نيست....يعني به خاطر از سفر برگشتن و ...

دعا كنين...ما هم دعا مي كنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 11:2  توسط نقابدار |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تو را قسم به تمامیتت ، آن روی خوشت را به ما نشان بده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 12:25  توسط نقابدار |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin