![]() |
![]() |
|
| واقعیت (تجربه) نقابدار بودن ما در زندگی روزمره. |
|
الكل از دست شيطان! به حالت ناز و اشوه دختر توجه بفرماييد!
چت نكن ...اونم با غريبه...نصفه شبي! نميبيني -۵- شدي...! حالا كدوم روم هستين؟! نشانه هاي فرد معتاد منو در مورد خودم به شك انداخت... خداييش پس كي؟!
كدوم؟! دردسر ها همه به خاطر بدحجابيه...
!!WoW!!
پ.ن: عكسها برگرفته ازسایت عصيان و اسكن شده از مجله چلچراغ است. پ.ن۲: خانوماي محترم ياد بگيرين چجوري بايد لباس بپوشين...مگه نميفهمين؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:20 توسط نقابدار |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
همه ما از خيلي چيزاي مشترك خوشمون مياد...لباس شيك...روستوران با كلاس...ماشين آخرين مدل ...خونه بزرگ و زيبا...بقيه چيزهاي ديگه هم كه خوشمون مياد سليقه اي ميشه...مثلآ موزيك...لوازم ديجيتالي...ساز...تمبر...و خلاصه چيزايي كه علاقه داريم و شادمون ميكنه... دوستشون داريم چون شادمون ميكنه يا به عبارتي باهاشون احساس خوشبختي ميكنيم. با پول ميشه همه اينها رو تهيه كرد بنا بر اين اكثريت ما تمام علايقمون رو خلاصه ميكنيم توي پول و تمام عزممون رو جزم ميكنيم براي بدست آوردن پول بيشتر و در واقع پول دار شدن...و خوشبخت شدن. من يكي كه معتقدم با پول خوشبختي به اندازه 98% ميسر ميشه و 2% ديگش رو هم ميزارم براي اينكه داداش سيا ضايع نشه. ولي خيلي وقتي به اين احساس رسيدم...اين احساس كه بعد از بدست آوردن چيزي كه فكر ميكردم با به دست آوردنش احساس خوشبختي خواهم كرد بعد از زمان كمي ديگه برام كمرنگ شده و حتي در مواردي از بين هم رفته...بعضي اوقات براي اينكه خودمو از تك و تا نندازم و با اين واقعيت روبرو نشم به خودم قبولوندم كه با اين چيز خوشبختم ولي اونم حالي Spiritual ايجاد كرده كه به نظرم كاملآ هرز رفته. حالا نكته جالب ابنجاست...كه ...وقتي آرزوي داشتن اون BMW رو داري...اون احساسي رو در خودت القا كني كه بعد از داشتنش بدست خواهي آورد... كه ديگه برات كمرنگ شده...نه؟ اينطوري ميشه به طور مجازي احساس خوشبختي كرد...منظورم اينه كه تو كه قراره وقتي او BMW رو بدست آوردي تازه بعد از يه مدت ديگه اون هم ارضات نكنه و دنبال چيز جديد تري باشي...پس همين الان با هميني كه هست و هست خوشبخت باش...Then Again...شايدم اين Trick براي فرار از اينه كه يادمون بره خوشبخت نيستيم! كدومش؟
**** خيلي وقتي جذب نكات مثبت ظاهري افراد ميشم...يعني فكر كنم اولين چيزي كه من رو جذب ميكنه همينه...ولي چيزي كه برام جالبه بعضي خصوصيات فرديه افراده كه تاثير جذب كنندش روي من مدت خيلي طولاني تري ميمونه تا تاثير ظاهري اوليه...ممكن هست كه ظاهر برام عادي بشه ولي بعضي خصوصيت ها هيچ وقت عادي نميشه... يكي از اين خصوصيت ها خلاقيته. يعني نه خلاقيت تو كاردستي و اين چيزا...خلاقيت تو بعد زندگي...افرادي كه منو با فلان خواننده آشنا كردن...با فلان سبك زندگي...با فلان زبان خارجي يا فلان طرز حرف زدن و فلان طرز دوست پسر داري...تاثيرش طوري بود كه از بين نرفت كه هيچ ...تبديل شد به Life Style خود من. دوست داشتم ميتونستم بيشتر و راحت تر حرف بزنم... پس بهتره برم. فعلآ
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 18:12 توسط نقابدار |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
تبریک تبریک! همه مشکلات مملکت تموم شد...فقط طرح مبارزه با بد حجابی مونده! کاش میشد به جای مملکت دیکتاتوری توی مملکتی آزاد زندگی میکردیم. کاش میشد کورکورانه رای نمیدادیم. کاش رئیس جمهور تو تریبون تبلیغاتیش یه حرف نمیزد و در عمل یه کار دیگه. کاش میشد رای ها تو صندوق رنگ عوض نمیکرد. کاش میشد به جای کمک به فلسطین و هزار تا جای دیگه برای مملکت خودمون ایجاد اشتغال میشد. کاش میشد به اسم مبارزه با بد حجابی برای حفظ حکومت و مشغول نگه داشتن مردم ایجاد خفقان نمیکردن. کاش میشد به جایی نمیرسیدیم که از فکر نون شب آزادی یدمون بره. کاش میشد همه آدم میشدن. و هزار تا کاش میشده دیگه.... میشه همچین روزی رو دید آیا؟ راستی...این ایران هسته ای که آقای احمدی نژاد میگه منظور همون ایران تخ*یه؟!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:37 توسط نقابدار |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
wikipedia آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
چند قدم نزديكتر به خدا |
|
RSS
|